|
|
|
دوباره پنجشنبه شبه شبی که از راه میرسه
آتش گرفته قلب من، باران نمی بارد چرا؟ تاکه نامت را به لب بردم دلم بیتاب شد با تمام پستیم دیدم طلایم ناب شد جز یکی پیمانه عشق تو اندر کف نبود دل از آن پیمانه نوشید وچه خوش سیراب شد شوق دیدارت چنان آتش به جانم میزند کاتش اندر دل شد و شمع وجودم آب شد
ای دل از بهر چه در سوز و نوائی امشب
|
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387
360 آزغ Elecman تنها برای تو مینویسم دوره 5 عشق علیه السلام امید منتظر حاج آقا مسئله شانه ای برای گریستن آفتاب در حجاب برای همیشه رهروان ولایت چفیه بی سایبان ماه زخمی قالب رایگان
monesam khoda
پشتيباني
آمار وبلاگ تعداد بازديدهای اين وبلاگ: |